جنگ با صلح مسئله این است
به نظر می رسد که اگر تنش کاهش یابد، سرمایه آمریكا به ایران بازمیگردد. اگر تحریمها برداشته شود، توازن به نفع تهران جابهجا میشود. و اگر مسیر دیپلماسی باز شود، ایران میتواند از آن بهعنوان اهرم فشار اقتصادی علیه واشنگتن بهره بردارَد.
به گزارش سفارت خبر،به نظر نویسنده، مهمترین متغیر آینده ایران فقط «وقوع جنگ یا عدم وقوع جنگ» نیست؛ بلکه توان اقتصاد ایران در مدیریت بازازگری است؛ همراه با سرعت بازگشت اعتماد سرمایهگذاران و شاخص ریسک کشور.
آمریكا نمیتواند با ظاهرسازی پیش برود؛ اما تهران هم میتواند سناریوهای مختلف را آماده داشته باشد.
سوال اصلی این است: اگر جنگ رخ دهد، اقتصاد ایران چه هزینهای میپردازد؟ و اگر جنگ نه، آیا فرصت صلح برای اصلاح ساختار اقتصاد ایران استفاده خواهد شد؟
دادهها حاکی از آن است که اگر تنشزدایی محقق شود، جریان سرمایه خارجی به ایران میتواند تا ۴۰ میلیارد دلار در سال افزایش یابد و رشد اقتصادی از محدوده منفی سه درصد به بالای پنج درصد جهش کند. اگر تحریمها برداشته شود، صادرات نفت و گاز ظرفیت رسیدن به بیش از شش میلیون بشکه در روز را دارد و درآمد ارزی کشور تا ۶۵ درصد رشد میکند. و اگر دیپلماسی باز شود، ایران با ابزار موقعیت ژئو اقتصادی خود، میتواند هزینههای راهبردی آمریکا در منطقه را تا سه برابر افزایش دهد.
مهمترین متغیر آینده ایران فقط «وقوع جنگ یا عدم وقوع جنگ» نیست؛ بلکه شاخص تورم، نسبت بدهی خارجی و توان اقتصاد ایران در مدیریت بازار است؛ همراه با سرعت بازگشت اعتماد سرمایهگذاران و کاهش شاخص ریسک کشور.
آمریكا نمیتواند با ظاهرسازی پیش برود؛ اما تهران با ذخایر انرژی، موقعیت ترانزیتی و بازار ۸۵ میلیونی، برگهای برندهای برای بازیهای چندجانبه در اختیار دارد.
سوال اصلی این است: اگر جنگ رخ دهد، اقتصاد ایران تنها تا ۱۵ درصد تولید ناخالص داخلی آسیب میبیند اما آمریکا و متحدانش چه هزینهای میپردازند؟ و اگر جنگ نه، آیا فرصت صلح برای اصلاح اقتصاد ایران و تقویت موقعیت منطقهای آن به کار گرفته خواهد شد؟
دکتر مازیار میرمحقق و پژوهشگر












